محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

361

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

إليك نظر و لم يدركك بصر أدركت الأبصار و أحصيت الأعمال و أخذت بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ « 1 » و ما الّذي نرى من خلقك و نعجب له من قدرتك و نصفه من عظيم سلطانك و ما تغيّب عنّا منه و قصرت أبصارنا عنه و انتهت عقولنا دونه و حالت ستور الغيوب بيننا و بينه أعظم ( 2 ) فمن فرّغ قلبه و أعمل فكره ليعلم كيف أقمت عرشك و كيف ذرأت خلقك و كيف علّقت في الهواء سماواتك و كيف مددت على مور الماء أرضك رجع طرفه حسيرا و عقله مبهورا و سمعه والها و فكره حائرا . ( 3 ) » ترجمه فرمان خدا قضاى حتمى و حكمت و خشنودى او مايه امنيّت و رحمت است . از روى علم ، حكم مىكند و با حلم و بردبارى مىبخشايد . خدايا سپاس تو راست بر آنچه مىگيرى و عطا مىفرمايى و شفا مىدهى يا مبتلا مىسازى ؛ سپاسى كه تو را رضايت‌بخش‌ترين ، محبوب‌ترين و ممتازترين باشد ؛ سپاسى كه آفريدگانت را سرشار سازد و تا آنجا كه تو بخواهى تداوم يابد ؛ سپاسى كه از تو پوشيده نباشد و از رسيدن به پيشگاهت بازنماند ؛ سپاسى كه شمارش آن پايان نپذيرد و تداوم آن از بين نرود . خدايا حقيقت بزرگى تو را نمىدانيم ؛ جز آن‌كه مىدانيم كه تو زنده‌اى و احتياج به غير ندارى . خواب سنگين يا سبك تو را نمىربايد ، هيچ انديشه‌اى به تو

--> ( 1 ) . رحمن / 55 : 41 .